ع.ا.ر.ف.ه.ج.ا.ن کجایی که ازعشق توبی نهایت سردم
با تو آرامم بی تو آشفته
برگرد تا به کی به این دل دیوانه ظلم میکنی
به خداشبها به یادت گریه کردم
تا که روزی این همه اشکم رو ببینی
ولی افسوس که باهام نموندی
در کنارت بودن آرزوی من است
برگرد تا این که این دلم بی تو نمونه
روزی او را با غریبه ای دیدم کنارش
ننشته و حرف می زنه با یارش
از اون روز به بعد حالم گرفته است
نمیدونم تابه کی حالم گرفته است
به امیدآن روزی که ازیارش جدا شود
برگردد و دوباره بیدایش شود
منم بایستم روبروی چشمانش و یکباره بزنم حرف دل و حقیقت را
تقدیم به (س.ا.ر.ی.جونم)
♥♥♥♥♥♥♥♥
♥
♣♣♣
◘○♣۵♣☺☺☺☺☺♥☺♥☺♥☺
♥♥♥♥♥♥♥♥
♥
♣♣♣
♥♥♥